(انوری)
- ناآرام
مثل اسپند روی آتش بیتاب است. (محمود)
- کمتوان،ضعیف
بعد از آنهمه فشار، بیتاب و خسته، توان ادامه دادن نداشتو
- بیطاقت
بیتاب نبود در جنگ او را سپهسالار میکردم (عالمآرای صفوی)
(دهخدا)
- بیصبری و ناشکیبایی و ناتوانی و درماندگی
- بیقراری
- بیطاقتی
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است